إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة                             
نسخه چاپي

علامه حسن زاده آملی هم تفکر جنبش سبزی داشتند!!!

جناب آيت الله معظم خامنه اي كبير ...

من : خب دروغ نمیگم ! اولا ) واقعا هم ، تاریخ نامه علامه ، بعد از دوم خرداد 76 بوده و ثانیا ) منظورم از این جنبش سبز ، جنبش سبز حقیقی و راستین هست که همان جنبش سبز علوی است و مهمترین ملاک و معیار اعضای این جنبش ، ایمان و اعتقاد قلبی و عملی به ولایت مطلقه فقیه به عنوان نایب امام زمان (عج) هست که در دیدگاه علامه بزرگوار (حفظه ا...) کاملا آشکاره .

تاريخ انتشار: پنج‌شنبه 21 آبان 1388

حاج آقا : خواهش می کنم علامه بزرگوار (حفظه ا... ) را وارد این بازی های سیاسی نکن که شان ایشان بالاتر از این حرفهاست .

من : بازی ؟! کدوم بازی ؟

 

حاج آقا : ببین ! مقام معنوی و عرفانی علامه بالاتر از این حرفهاست که در مسایل دنیویه دخالت نمایند و من این حرف شما را قبول ندارم .

من : اون بازی که شما می فرمایی حالا نمی خوام بگم مربوط به  سیاست امویه  ولی هرچی باشه غیر از سیاست علوی و نهج البلاغه ای هست و الا اگه سیاست ، خیلی پست و بی ارزش و به قول شما دنیویه هست امام خمینی (ره) هم نمی بایست در سیاست دخالت کنه ، چونکه ، شان ایشان هم بالاتر از این حرفهاست .

 

حاج آقا :  ببین حضرت امام (رضوان ا... علیه) یک عارف فوق العاده و استثنایی بود و ماها نباید الکی ادای امام (ره) رو در بیاریم . ماها کجا ، مرحوم امام (رضوان ا... علیه)کجا ؟

من : بنده به هیچ عنوان این استدلال شما رو قبول ندارم و به نظرم استثناگرایی و مستثناکردن امام (ره) به این نحوی که شما می فرمایید،  بزرگترین جفا و خیانت به امام (ره) است ؛ چرا که مانع الگوشدن امام (ره) می شود . پس اینجوری که شما میگی ، راه امام (ره) چه معنایی داره ؟

 

حاج آقا ( بالحن و نگاه عالم به جاهل و نگاه عارف به غافل ) : ببین من و تو هنوز خیلی مونده  امام بزرگوار (رضوان ا...علیه) رو بشناسیم . حرف زدن از اون مرد خیلی راحته ولی در عمل ، هیچ احدالناسی به گرد امام (اعلی ا... مقامه) هم نمی رسه .

من : من که نمی خوام مقام معنوی ما رو با مقام معنوی  امام (ره) مقایسه کنم . مقام معنوی ما ( ببخشید جسارت به شما نشه ) مقام معنوی من کیلویی چند ؟ من اصلا همه حرفم اینه چون  امام (ره) از ابعاد مختلف ،  انسان  بی نظیریه ، بایستی الگوی ما بشه .

 

حاج آقا : اصلا بگذریم از این بحث بی فایده ( ! ؟ ) حرفم این بود که این جمله شما که " علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) بعد از دوم خرداد 76 ، تفکر جنبش سبزی داشت "  خیلی ایراد داره و نباید نامه علامه (حفظه ا...) رو ،  این جوری تعبیرنادرست کرد .

من : خب دروغ نمیگم ! اولا ) واقعا هم ، تاریخ نامه علامه ، بعد از دوم خرداد 76 بوده و ثانیا ) منظورم از این جنبش سبز ، جنبش سبز حقیقی و راستین هست که همان جنبش سبز علوی  است و مهمترین ملاک و معیار اعضای این جنبش ، ایمان و اعتقاد قلبی و عملی به ولایت مطلقه فقیه به عنوان نایب امام زمان (عج) هست که در دیدگاه علامه بزرگوار (حفظه ا...) کاملا آشکاره .


حاج آقا : به هرحال شما داری تفسیر به رای می کنی !

  من : کجاش تفسیر به رایه ؟ بفرمایید منم بدونم ، درثانی حالا من یه سوال از شما دارم ! شما خانم مدونا رو می شناسی ؟

حاج آقا : نه ؟ چطورمگه ؟

 

من : هیچی !  این خانم یکی از معروفترین خواننده های زن آمریکاییه که در ضمن یهودی تبار هم هست و با مسلمونا هم خیلی عناد داره .

حاج آقا : خب که چی ؟

من : البته خیلی طرفدار و هواخواه تو همین ایران اسلامی خودمون هم داره که من به هواردارانش کوچکترین جسارتی نمی کنم و اصلا من کی باشم در مورد هنرهای بی شمار این هنرمند جهانی و بلکه فراجهانی ( به احتمال قوی ایشان در بین آدم فضایی ها و موجودات غیرزمینی هم طرفدار داره ! ) اظهار نظر کنم ؟ بلکه حرفم یه چیز دیگه است .

حاج آقا : چیه حرفتون ؟

 

من : اینکه منتظری و بنی صدر و مسعود رجوی و هرچی منافق و ضدانقلابه ، دارند  از جنبش سبز اموی و سردمداران و عربده کشانش حمایت می کنند ، من با این حرفها کاری ندارم ، منتها برام سواله این چه خط امامیه ، این چه راه امامیه(!)که خانم مدونا که یکی از مبتذل ترین و رذل ترین خواننده ها و رقاصه های غربی به حساب میاد از اون حمایت می کنه و خیلی هم دغدغه داره و احساس تکلیف می کنه که از اونا شدیدا حمایت کنه ؟!

حاج آقا : البته منم خودم ، جنبش سبز ( منظور سبز اموی ) رو قبول ندارم ولی اینکه این افراد دارند حمایت می کنند خب چندان ایرادی هم نداره ! ببین ! سید و سالار شهیدان  آقا اباعبدا... الحسین (سلام ا... علیه) تا آخرین لحظات هم دشمنانش (لعنت ا... علیهم اجمعین ، باغلظت هر چه بیشتر" ع" ها  ) رو نصیحت می کرد و اصلا حرابن ریاحی (رضوان ا... علیه) هم از بین همین دشمنان، به یاران آقا اباعبدالله (علیه السلام) پیوست .

 

من : امام حسین (ع) که نگرش وطرز فکرش عوض نشده بود ، اونا فکرشون عوض شد و همفکر امام حسین (ع) شدند .

حالا سوالم اینه خط امام خمینی (ره) تغییر جهت داده یا دشمنان انقلاب تغییر کرده اند؟ اگه خط امام (ره)  تغییرکرده که دیگه خط امام (ره)  نمیشه ؛ بعدش هم من که نشانه ای از تغییر کردن اونها رو نمی بینم ! شاید شما چشم بصیرت دارید و یه چیزایی رو می بینید که ما نمی بینیم !

حاج آقا : این لحن کنایه انداز شما متناسب با شخصیت تان نیست !

 

من : کنایه کجا بود ؟ جدی میگم . من که قبلا هم خدمتتون عرض کردم مقام معنوی من کیلویی چنده ؟

حاج آقا : ببین جوان خوب ! هر انسانی ذاتا خدادوست هست و صفات الهیه رو دوست داره . درسته که خیلی از انسانها در اثر گناه و معصیت خداوند کریم  (جل جلاله ) ، ازآن  ذات پاک احدیت  دور می شوند ولیکن این طور نیست که صفات الهیه در آنها کاملا کور و خاموش گردد .

 

من ( در حالی که دهانم از دانستن این حقایق و مقام معنوی حاج آقا باز شده و بهت زده شده ام ) : خب ! منظورتون چیه حاج آقا ؟

حاج آقا : منظورم اینه که این افرادی که شما نام بردی مثل خانوم مدول لا ...

من : مدونا ، حاج آقا .

( شمه ای از مراحل عرفان عملی : حاج آقا در اینجا عملا به من اثبات کرد که بدلیل بالا بودن مقام معنویشون ، حتی اسم افراد آلوده را هم در ذهن مبارک خود جا نمی دهند )

حاج آقا : همون که گفتی ! عرضم اینه که درسته این افراد ممکن است فاسق و آلوده به نظر برسند اما این به معنای آن نیست که همه صفات پاک والهیه، در آنها از بین رفته باشد .

 

من ( در حالی که  از این همه کمالات و معارف حاج آقا ، رایانه پنتیوم وان موجود در مغزم هنگ کرده است ) : حاج آقا ! منظورتونو ، اصلا نگرفتم .

حاج آقا :  منظورم اینه که این تجمع ها همش که بد نبود و خیلی از افراد انقلابی و معتقد به نظام هم ، به  انتخابات اخیر اعتراض داشتند و  اون خارجی ها هم ، من جمله اون هنرمندی که شما میگی ، اونا هم پیام آزادی و عدالتخواهی برخی از مردم ایران ( منظور اغتشاشگران ) رو شنیدند و خب بر اساس فطرتشون از این جریان حمایت کردند .

 

من (بعد از بهت زدن و هنگ کردن در دفعات قبل ، در این لحظه ناخوداگاه ، فک دهانم می جنبد و می ترکد و به صورت وحشتناکی که دست خودم نبود ، می زنم زیر خنده) : هه هه هه ... هه هه هه ... هه هه هه  ( در اینجا اعتراف می کنم که خیلی ضایع خندیدم ولی انصافا دست خودم نبود و هیچ قصد بدی نداشتم )

حاج آقا ( که گوییا خیلی بهش برخورده بود ) : کجای حرفم خنده دار بود آقای عزیز؟

من : حاج آقا ، قصد جسارت نداشتم ولی برام خیلی جالبه ! شما موضع کاملا آشکار علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...)  رو-  که از مدتها پیش تفکر جنبش سبز علوی داشتند-  تعبیر به "تفسیر به رای" از جانب من  فرمودید ؛ حالا حمایت مبتذل ترین و مریض ترین افراد ، از جنبش سبز اموی رو ، با کلی توضیح و تفسیر عرفانی و به قول شما الهیه ، دارید توجیه می کنید .

 

حاج آقا : ببین اصلا بحث کردن با شما فایده نداره ! اصلا به قیافه ات نمی خوره اینقدر ، تندرو و افراطی باشی .

من : پس با این حساب از دید شما ، امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) و علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) هم سردسته تندروها هستند .

 

حاج آقا :  العیاذ بالله ، دهانتو آب بکش جوون ! این چه حرفیه می زنی ؟

من : آخه من مثل شما دید عرفانی مرفانی، سرم نمیشه . یه کم دلایل عقلی  بیشتر بیارید ،  شاید از گمراهی نجات پیدا کردم .

 

حاج آقا :  بحث کردن با امثال شماها  فایده نداره ! منو بگوکه قیافتو دیدم فکرکردم  فکرت بازه  و روشن بینانه فکرمی کنی !

 من : پس با این حساب ، معاویه و یزید و مسعود رجوی و بنی صدر و ... صاحب بازترین تفکر بودند چرا که از همان ابتدا فهمیده بودند علی (ع) و حسین ابن علی (ع) و امام خمینی (ره) و ... خیلی بسته و منجمد فکر می کنند و واسه همین هم ،  راهشونو از اونا جدا کردند .

 

حاج آقا :  بازم داری حرفهای شرک آلود میزنی !

من : خب بگین کجاش شرک آلوده ! خودم و اصلاح کنم .

 

حاج آقا : ببین من تا فردا صبح هم برات دلیل بیارم، تو همفکر من نمیشی .

من : حاج آقا ! خودتون گفتید امام حسین (ع) در آخرین لحظات هم ، گمراهان رو نصیحت می کرد ! خب شما هم دلایلتون رو واضح بگید ، قسم می خورم هیچ جا نگم که شما این حرفها رو زدید ،  اگه از این لحاظ می ترسید ؟

 

حاج آقا : ترسم کجا بود ! من دیرم شده میخوام برم به جلسه مسئولین ... (؟!) برسم . در ضمن از این به بعد هم در مورد این مسایل با شما بحثی نخواهم کرد . " لکم دینکم ولی دین "

من : حاج آقا ! ما نه تنها دین مون  فرق نمی کنه که مذهب مون هم یکیه و تازه ادعا هم داریم ( هم شما و هم من ) که پیرو خط امام (ره) هم هستیم .

 

حاج آقا : بسه دیگه خسته شدم  ! تمومش کنید که دیرم شد . خداحافظ شما

من : حاج آقا قصد نداشتم سرتون و درد بیارم ولی برام سواله که ...

حاج آقا :  خداحافظ شما

من : باشه ! خداحافظ ، التماس دعا ، اگه جسارتی شد ببخشید (! )

و از خودروی حاج آقا پیاده شدم و حاج آقا پاشو گذاشت رو پدال گاز ماشین ... مدل ... خودش و دور زد  و صدای ویژ خودرویش بود که به حمدا... نصیب ما شد و طنینش در گوش غیرالهیه ما (!) پیچیده شد ومن سر همان پیچ ، ایستادم تا سوار یک تاکسی ای  که همانجا پارک کرده بود  بشوم .

من : آقای راننده ! میدون ... میری؟

راننده : بفرما

من (در حالیکه سوار تاکسی می شدم )  : سلام

راننده (در حالیکه سرش رو به عوض جواب سلام ، برام تکون می داد ) : کیف دنیا رو شما دارید میکنید ها ! خلاصه با این آخوندا رفیق میشین و مخشونو تیلیت می کنین و همه کارماراتون، ردیف ردیفه !

من ( می خواستم جوابشو بدم اما به یاد کلام الهیه حاج آقا افتادم و با خودم گفتم شاید این رانندهه هم صاحب کمالات الهیه  باشه و از روی دید عرفانیش داره این حرفها رو میزنه ، پس هیچی نگفتم ولی ناخودآگاه یک نفس عمیق از عمق وجودم کشیدم که باور کنید هیچ قصدبدی نداشتم  ) : هییییییی ......

 


 این مکالمات ، بخشی از دیالوگ بنده - به عنوان یک تندرو و افراطی که در ضمن حامی جنبش سبز علوی هم هستم و هیچ کاره هم هستم  با یک حاج آقای خیلی کاره بود که حضرتشان، صاحب دید عرفانی و مسول سابق ... و فعلی ... که دارای فکری باز و روشن هست و اصولگرای اصلاح طلب و اصلاح طلب اصولگرا و احمدی نژادی موسوی ای و موسوی ای احمدی نژادی و به قول خودش نه راستیه نه چپی بلکه طرفدار راه متعادل گرایانه هست و هرجا لازم باشد از حق و حقانیت حمایت می کند !

در هرصورت ، این دیالوگ ما از آنجایی شروع شد که من نامه علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) را به حضرت حاج آقا، نشون دادم و عنوان این یادداشت از زبانم پرید و به شوخی گفتم که : علامه حسن زاده (حفظه ا...) هم ، جنبش سبزی هستند ( البته جنبش سبز علوی ) و بعدش هم که این بحث و گفتمان بین ما پیش آمد .

اما نامه زیر با دستخط خود علامه بزرگوار (حفظه ا...) در زیر آمده است که با هم می بینیم :

 

      

مطابق با دیدگاه حاج آقا و بسیاری از همفکرانشان که الی ماشاء ا... در ایام انتخابات اخیر، بسیار زیاد شده بودند ،  از متن نامه بر می آید که علامه بزرگوار (حفظه ا...) هم دارای فکری تندرو و افراطی هستند . این طور نیست ؟ درست نمی گم ؟

قضاوت با خودتون ؟

البته شایان ذکراست که  برای فهم این مهم ، بایستی دیدگاه بسته و منجمد شما رو کنار بذارید و با دیدی باز و در عین حال الهیه ، به قضاوت بنشینید!

والسلام

ابوذر مطیع دوست


نظرات کاربران :
نام :
ايميل :
* نظر :


كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.