من : خب دروغ نمیگم ! اولا ) واقعا هم ، تاریخ نامه علامه ، بعد از دوم خرداد 76 بوده و ثانیا ) منظورم از این جنبش سبز ، جنبش سبز حقیقی و راستین هست که همان جنبش سبز علوی است و مهمترین ملاک و معیار اعضای این جنبش ، ایمان و اعتقاد قلبی و عملی به ولایت مطلقه فقیه به عنوان نایب امام زمان (عج) هست که در دیدگاه علامه بزرگوار (حفظه ا...) کاملا آشکاره .
حاج آقا : خواهش می کنم علامه بزرگوار (حفظه ا... ) را وارد این بازی های سیاسی نکن که شان ایشان بالاتر از این حرفهاست .
من : بازی ؟! کدوم بازی ؟
حاج آقا : ببین ! مقام معنوی و عرفانی علامه بالاتر از این حرفهاست که در مسایل دنیویه دخالت نمایند و من این حرف شما را قبول ندارم .
من : اون بازی که شما می فرمایی حالا نمی خوام بگم مربوط بهسیاست امویه ولی هرچی باشه غیر از سیاست علوی و نهج البلاغه ای هست و الا اگه سیاست ، خیلی پست و بی ارزش و به قول شما دنیویه هست امام خمینی (ره) هم نمی بایست در سیاست دخالت کنه ، چونکه ، شان ایشان هم بالاتر از این حرفهاست .
حاج آقا : ببین حضرت امام (رضوان ا... علیه) یک عارف فوق العاده و استثنایی بود و ماها نباید الکی ادای امام (ره) رو در بیاریم . ماها کجا ، مرحوم امام (رضوان ا... علیه)کجا ؟
من : بنده به هیچ عنوان این استدلال شما رو قبول ندارم و به نظرم استثناگرایی و مستثناکردن امام (ره) به این نحوی که شما می فرمایید، بزرگترین جفا و خیانت به امام (ره) است ؛ چرا که مانع الگوشدن امام (ره) می شود . پس اینجوری که شما میگی ، راه امام (ره) چه معنایی داره ؟
حاج آقا ( بالحن و نگاه عالم به جاهل و نگاه عارف به غافل ) : ببین من و تو هنوز خیلی موندهامام بزرگوار (رضوان ا...علیه) رو بشناسیم . حرف زدن از اون مرد خیلی راحته ولی در عمل ، هیچ احدالناسی به گرد امام (اعلی ا... مقامه) هم نمی رسه .
من : من که نمی خوام مقام معنوی ما رو با مقام معنوی امام (ره) مقایسه کنم . مقام معنوی ما ( ببخشید جسارت به شما نشه ) مقام معنوی من کیلویی چند ؟ من اصلا همه حرفم اینه چونامام (ره) از ابعاد مختلف ، انسان بی نظیریه ، بایستی الگوی ما بشه .
حاج آقا : اصلا بگذریم از این بحث بی فایده ( ! ؟ ) حرفم این بود که این جمله شما که " علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) بعد از دوم خرداد 76 ، تفکر جنبش سبزی داشت " خیلی ایراد داره و نباید نامه علامه (حفظه ا...) رو ، این جوری تعبیرنادرست کرد .
من : خب دروغ نمیگم ! اولا ) واقعا هم ، تاریخ نامه علامه ، بعد از دوم خرداد 76 بوده و ثانیا ) منظورم از این جنبش سبز ، جنبش سبز حقیقی و راستین هست که همان جنبش سبز علویاست و مهمترین ملاک و معیار اعضای این جنبش ، ایمان و اعتقاد قلبی و عملی به ولایت مطلقه فقیه به عنوان نایب امام زمان (عج) هست که در دیدگاه علامه بزرگوار (حفظه ا...) کاملا آشکاره .
حاج آقا : به هرحال شما داری تفسیر به رای می کنی !
من : کجاش تفسیر به رایه ؟ بفرمایید منم بدونم ، درثانی حالا من یه سوال از شما دارم ! شما خانم مدونا رو می شناسی ؟
حاج آقا : نه ؟ چطورمگه ؟
من : هیچی !این خانم یکی از معروفترین خواننده های زن آمریکاییه که در ضمن یهودی تبار هم هست و با مسلمونا هم خیلی عناد داره .
حاج آقا : خب که چی ؟
من : البته خیلی طرفدار و هواخواه تو همین ایران اسلامی خودمون هم داره که من به هواردارانش کوچکترین جسارتی نمی کنم و اصلا من کی باشم در مورد هنرهای بی شمار این هنرمند جهانی و بلکه فراجهانی ( به احتمال قوی ایشان در بین آدم فضایی ها و موجودات غیرزمینی هم طرفدار داره ! ) اظهار نظر کنم ؟ بلکه حرفم یه چیز دیگه است .
حاج آقا : چیه حرفتون ؟
من : اینکه منتظری و بنی صدر و مسعود رجوی و هرچی منافق و ضدانقلابه ، دارند از جنبش سبز اموی و سردمداران و عربده کشانش حمایت می کنند ، من با این حرفها کاری ندارم ، منتها برام سواله این چه خط امامیه ، این چه راه امامیه(!)که خانم مدونا که یکی از مبتذل ترین و رذل ترین خواننده ها و رقاصه های غربی به حساب میاد از اون حمایت می کنه و خیلی هم دغدغه داره و احساس تکلیف می کنه که از اونا شدیدا حمایت کنه ؟!
حاج آقا : البته منم خودم ، جنبش سبز ( منظور سبز اموی ) رو قبول ندارم ولی اینکه این افراد دارند حمایت می کنند خب چندان ایرادی هم نداره ! ببین ! سید و سالار شهیدان آقا اباعبدا... الحسین (سلام ا... علیه) تا آخرین لحظات هم دشمنانش (لعنت ا... علیهم اجمعین ، باغلظت هر چه بیشتر" ع" ها ) رو نصیحت می کرد و اصلا حرابن ریاحی (رضوان ا... علیه) هم از بین همین دشمنان، به یاران آقا اباعبدالله (علیه السلام) پیوست .
من : امام حسین (ع) که نگرش وطرز فکرش عوض نشده بود ، اونا فکرشون عوض شد و همفکر امام حسین (ع) شدند .
حالا سوالم اینه خط امام خمینی (ره) تغییر جهت داده یا دشمنان انقلاب تغییر کرده اند؟ اگه خط امام (ره) تغییرکرده که دیگه خط امام (ره)نمیشه ؛ بعدش هم من که نشانه ای از تغییر کردن اونها رو نمی بینم ! شاید شما چشم بصیرت دارید و یه چیزایی رو می بینید که ما نمی بینیم !
حاج آقا : این لحن کنایه انداز شما متناسب با شخصیت تان نیست !
من : کنایه کجا بود ؟ جدی میگم . من که قبلا هم خدمتتون عرض کردم مقام معنوی من کیلویی چنده ؟
حاج آقا : ببین جوان خوب ! هر انسانی ذاتا خدادوست هست و صفات الهیه رو دوست داره . درسته که خیلی از انسانها در اثر گناه و معصیت خداوند کریم (جل جلاله ) ، ازآن ذات پاک احدیت دور می شوند ولیکن این طور نیست که صفات الهیه در آنها کاملا کور و خاموش گردد .
من ( در حالی که دهانم از دانستن این حقایق و مقام معنوی حاج آقا باز شده و بهت زده شده ام ) : خب ! منظورتون چیه حاج آقا ؟
حاج آقا : منظورم اینه که این افرادی که شما نام بردی مثل خانوم مدول لا ...
من : مدونا ، حاج آقا .
( شمه ای از مراحل عرفان عملی : حاج آقا در اینجا عملا به من اثبات کرد که بدلیل بالا بودن مقام معنویشون ، حتی اسم افراد آلوده را هم در ذهن مبارک خود جا نمی دهند )
حاج آقا : همون که گفتی ! عرضم اینه که درسته این افراد ممکن است فاسق و آلوده به نظر برسند اما این به معنای آن نیست که همه صفات پاک والهیه، در آنها از بین رفته باشد .
من ( در حالی کهاز این همه کمالات و معارف حاج آقا ، رایانه پنتیوم وان موجود در مغزم هنگ کرده است ) : حاج آقا ! منظورتونو ، اصلا نگرفتم .
حاج آقا : منظورم اینه که این تجمع ها همش که بد نبود و خیلی از افراد انقلابی و معتقد به نظام هم ، بهانتخابات اخیر اعتراض داشتند و اون خارجی ها هم ، من جمله اون هنرمندی که شما میگی ، اونا هم پیام آزادی و عدالتخواهی برخی از مردم ایران ( منظور اغتشاشگران ) رو شنیدند و خب بر اساس فطرتشون از این جریان حمایت کردند .
من (بعد از بهت زدن و هنگ کردن در دفعات قبل ، در این لحظه ناخوداگاه ، فک دهانم می جنبد و می ترکد و به صورت وحشتناکی که دست خودم نبود ، می زنم زیر خنده) : هه هه هه ... هه هه هه ... هه هه هه ( در اینجا اعتراف می کنم که خیلی ضایع خندیدم ولی انصافا دست خودم نبود و هیچ قصد بدی نداشتم )
حاج آقا ( که گوییا خیلی بهش برخورده بود ) : کجای حرفم خنده دار بود آقای عزیز؟
من : حاج آقا ، قصد جسارت نداشتم ولی برام خیلی جالبه ! شما موضع کاملا آشکار علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) رو- که از مدتها پیش تفکر جنبش سبز علوی داشتند- تعبیر به "تفسیر به رای" از جانب من فرمودید ؛ حالا حمایت مبتذل ترین و مریض ترین افراد ، از جنبش سبز اموی رو ، با کلی توضیح و تفسیر عرفانی و به قول شما الهیه ، دارید توجیه می کنید .
حاج آقا : ببین اصلا بحث کردن با شما فایده نداره ! اصلا به قیافه ات نمی خوره اینقدر ، تندرو و افراطی باشی .
من : پس با این حساب از دید شما ، امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) و علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) هم سردسته تندروها هستند .
حاج آقا :العیاذ بالله ، دهانتو آب بکش جوون ! این چه حرفیه می زنی ؟
من : آخه من مثل شما دید عرفانی مرفانی، سرم نمیشه . یه کم دلایل عقلی بیشتر بیارید ، شاید از گمراهی نجات پیدا کردم .
حاج آقا :بحث کردن با امثال شماهافایده نداره ! منو بگوکه قیافتو دیدم فکرکردم فکرت بازه و روشن بینانه فکرمی کنی !
من : پس با این حساب ، معاویه و یزید و مسعود رجوی و بنی صدر و ... صاحب بازترین تفکر بودند چرا که از همان ابتدا فهمیده بودند علی (ع) و حسین ابن علی (ع) و امام خمینی (ره) و ... خیلی بسته و منجمد فکر می کنند و واسه همین هم ، راهشونو از اونا جدا کردند .
حاج آقا :بازم داری حرفهای شرک آلود میزنی !
من : خب بگین کجاش شرک آلوده ! خودم و اصلاح کنم .
حاج آقا : ببین من تا فردا صبح هم برات دلیل بیارم، تو همفکر من نمیشی .
من : حاج آقا ! خودتون گفتید امام حسین (ع) در آخرین لحظات هم ، گمراهان رو نصیحت می کرد ! خب شما هم دلایلتون رو واضح بگید ، قسم می خورم هیچ جا نگم که شما این حرفها رو زدید ، اگه از این لحاظ می ترسید ؟
حاج آقا : ترسم کجا بود ! من دیرم شده میخوام برم به جلسه مسئولین ... (؟!) برسم . در ضمن از این به بعد هم در مورد این مسایل با شما بحثی نخواهم کرد . " لکم دینکم ولی دین "
من : حاج آقا ! ما نه تنها دین مونفرق نمی کنه که مذهب مون هم یکیه و تازه ادعا هم داریم ( هم شما و هم من ) که پیرو خط امام (ره) هم هستیم .
حاج آقا : بسه دیگه خسته شدم! تمومش کنید که دیرم شد . خداحافظ شما
من : حاج آقا قصد نداشتم سرتون و درد بیارم ولی برام سواله که ...
حاج آقا : خداحافظ شما
من : باشه ! خداحافظ ، التماس دعا ، اگه جسارتی شد ببخشید (! )
و از خودروی حاج آقا پیاده شدم و حاج آقا پاشو گذاشت رو پدال گاز ماشین ... مدل ... خودش و دور زد و صدای ویژ خودرویش بود که به حمدا... نصیب ما شد و طنینش در گوش غیرالهیه ما (!) پیچیده شد ومن سر همان پیچ ، ایستادم تا سوار یک تاکسی ایکه همانجا پارک کرده بود بشوم .
من : آقای راننده ! میدون ... میری؟
راننده : بفرما
من (در حالیکه سوار تاکسی می شدم ): سلام
راننده (در حالیکه سرش رو به عوض جواب سلام ، برام تکون می داد ) : کیف دنیا رو شما دارید میکنید ها ! خلاصه با این آخوندا رفیق میشین و مخشونو تیلیت می کنین و همه کارماراتون، ردیف ردیفه !
من ( می خواستم جوابشو بدم اما به یاد کلام الهیه حاج آقا افتادم و با خودم گفتم شاید این رانندهه هم صاحب کمالات الهیهباشه و از روی دید عرفانیش داره این حرفها رو میزنه ، پس هیچی نگفتم ولی ناخودآگاه یک نفس عمیق از عمق وجودم کشیدم که باور کنید هیچ قصدبدی نداشتم ) : هییییییی ......
این مکالمات ، بخشی از دیالوگ بنده - به عنوان یک تندرو و افراطی که در ضمن حامی جنبش سبز علوی هم هستم و هیچ کاره هم هستم –با یک حاج آقای خیلی کاره بود که حضرتشان، صاحب دید عرفانی و مسول سابق ... و فعلی ... که دارای فکری باز و روشن هست و اصولگرای اصلاح طلب و اصلاح طلب اصولگرا و احمدی نژادی موسوی ای و موسوی ای احمدی نژادی و به قول خودش نه راستیه نه چپی بلکه طرفدار راه متعادل گرایانه هست و هرجا لازم باشد از حق و حقانیت حمایت می کند !
در هرصورت ، این دیالوگ ما از آنجایی شروع شد که من نامه علامه حسن زاده آملی (حفظه ا...) را به حضرت حاج آقا، نشون دادم و عنوان این یادداشت از زبانم پرید و به شوخی گفتم که : علامه حسن زاده (حفظه ا...) هم ، جنبش سبزی هستند ( البته جنبش سبز علوی ) و بعدش هم که این بحث و گفتمان بین ما پیش آمد .
اما نامه زیر با دستخط خود علامه بزرگوار (حفظه ا...) در زیر آمده است که با هم می بینیم :
مطابق با دیدگاه حاج آقا و بسیاری از همفکرانشان که الی ماشاء ا... در ایام انتخابات اخیر، بسیار زیاد شده بودند ،از متن نامه بر می آید که علامه بزرگوار (حفظه ا...) هم دارای فکری تندرو و افراطی هستند . این طور نیست ؟ درست نمی گم ؟
قضاوت با خودتون ؟
البته شایان ذکراست که برای فهم این مهم ، بایستی دیدگاه بسته و منجمد شما رو کنار بذارید و با دیدی باز و در عین حال الهیه ، به قضاوت بنشینید!
والسلام
ابوذر مطیع دوست
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با
ذكر منبع
بلامانع است.