قسمت دوم عرایضم میخواستم درمورد صحبتهای اخیر آقای هاشمی رفسنجانی ، ایشان در بعد از انتخابات یک خطبه خواند در نماز فرصتی به ایشان داده شد برای اصلاح به نظر من ضایع تر شد و در مشهد هم آمد در جمع شما یا شما رفتید یک جماعتی از دانشجوها در هر دو اینجا یک حرفی زد میخواهم مطرح کنم ، میخواهم این حرف را بگم دو تا سوال هم از ایشان بکنم ، ایشان از آن موقع گفتش که در همان ایامی که روزهای آخر عمر پیامبر بود و ایشان خیلی هم اندوهگین بود و امیرالمومنینی را هم منصوب کرده بود به جانشینی بعد از خودش در غدیر ، یک روز گفت ، در یک حدیثی می گوید ایشان هست و خیلی معتبر است این حدیث پیغمبر(ص) به علی(ع)می فرماید ولایت این امت برای توست اگر آمدند و با تو ، به اندازه کافی توضیح می دهد یعنی اکثریت یک حد قابل قبول اگر بیعت کردند با تو ، تو امر آنها را به عهده بگیر اگر نیامدند فدعهم ...(ولشان كن) خلاصه برای خدا برای تو یک راه نجاتی پیدا میشه تو ولشون کن بگذار کار خودشون را بکنند . دوباره تو مشهد هم همین حرف را می زند با این قید که یک روز پیغمبر و تأکید می کند من آن حرفی که در نماز زدم چیز عجیبی نگفتم دوباره اینجا تکرار می کند می گوید یک روز پیغمبر امیر المومنین را صدا زد گفت به طور خصوصی به او گفتش که اینجوری است اگر اینها نیامدند با تو فدعهم ، ولشون کن ، بسیار خوب حدیث معتبر است ما هم منکرش نیستیم ، ما را دعوت کرده بودند اینجا راجع به دیانت و سیاست و امام و اینها حرف بزنیم دیگه می تونستیم از باب اینکه همه ما دانشگاهی هستیم و همه موبایل داریم درمورد ... حرف بزنیم همه شما می گفتید بابا این چه مناسبتی داره چه مناسبتی داره این حرفها ، آقای هاشمی این حدیث معتبر را خواندن ، مگه مردم برگشتن حالا ما فرض را بر این می گذاریم که آره مردم برگشتن شما بینا بودید موقع انتخابات ما کور بودیم ندیدیم ۴۰ میلیون شرکت کردند ۲۵ میلیونش به این آقا رأی دادند همه ۴۰ میلیونش هم طرفدار نظام بودند ، بازم کور بودیم ۹ دی ، ۲۲ بهمن را ندیدیم ، فرض می کنیم مردم برگشتن عین زمان امیرالمومنین شده و حال آنکه واقعا امیرالمومنین تنها مانده بود اما یک سوال می کنیم از شما هم آقای هاشمی قبول داری که مردم اگر برگشتن فرض محال که محال نیست سختم است که اینها را بگم چون مردم با خونشان ثابت کردند پای قضیه هستند، رهبری را باید فهمید ، این عنایت خداست ، این جمهوری اسلامی یک شجره طیبه است که روی دست امام همینطوری روی هوای نفس گذاشته نشده این آقایی که همینطور شده آقا کیلویی از کنار خیابان نیاوردیم ، با تجربه داریم می بینیم کسی یک ذره پایش را بگذارد آنطرف تر اصلا محو می شود ، چیزی که خود امام گفت می گفت که فلان كس هم پایش را از اسلام یک قدم آنطرف تر بگذارد مردم نابودش می کنند . حالا حاشیه نرویم ما فرض می کنیم مردم برگشتن ، اولا شما هم قبول داری که برگشتن مردم کار درستی است یعنی واقعا دیدی مردم برگشتن یا نه همانطور که مردم از امیرالمومنین همه برگشتن مردم فریب خوردن و گمراه شدن این واقعیت نیست دارم فرض می کنم امام فرمود ملت ما از ملت صدر اسلام بهترند ، این ملت ثابت کرده در عمل که اهل کوفه نیست هم در جنگ هم در این فتنه ای که همه دنیا علیه این نظام و علیه این جایگاه ولایت فقیه و این شخص خاص که من قابل نیستم و به عنوان یک استاد دانشگاه شهادت می دهم که از این انسان فهیمتر خوش فکرتر ، دو سه جلسه من توفیق داشتم با ایشان بیست دقیقه ، نیم ساعت تنها حرف زدم و عمومیش را هم داریم میبینیم برید بخونید ، ببینید یک غلط توش داره ، اینها عنایت خداست حالا گیریم مردم برگشتن آقای هاشمی شما هم قبول داری که مردم درست میگن و برگشتن ، شما که قبول نداری شما منصوب شده ی همین آقایی به رياست در مجمع هر کاری هم بکنی ایشان زبانم لال مردم برگشتن برو حکمت را پس بده ، بگو آقا من از تو حکم نمی خواهم ، ببخشید من بدون رعایت یک سری الفاظ دیپلماتیک می گم ، میخوام تو دانشگاه حرفمان را بهم برسانیم بابا حوصله مان سر رفت ، شما حتما قبول نداری که اشتباه و اشکالی از ناحیه ایشان است ، خب اگر قبول نداری وظیفه تو چیه؟ شما را آدم بزرگی می دانیم ما شما را در قیاس با جناب عمار آقا می گوئیم شما عمار آقا ولی وظیفه عمار آن روزی که مردم از امیرالمومنین برگشتن این بود کارش که می رفت در بصره و کوفه و می گفت مردم شما اگر امیرالمومنین را نخواهید هیچ کار نمی تواند بکند یا می گفت مردم این همان پرچم سفیانی است ، این همان پرچم است که در مقابل پیامبر است ، شما وظیفه ات چیست آقای هاشمی ؟ شما باید بیایی بگی ای مردم من می بینم اینها همانهایی هستند که می گفتن لایحه ی غیر انسانی قصاص ، حالا ائتلاف کردن با اینها به اسم بیت امام و نوه امام و دست تو دست هم آقا چندبار گفت حساب خودتان را از غیر خودیها جدا کنید اگر این مرز مخدوش شود دشمن سوء استفاده می کند می آید تو و دوستی که غافل باشد خدایی نکرده از این مرز عبور می کند میرود داخل دشمن ، آقای سید حسن برای چی رفتی در جمعی که میرحسین و کروبی نشستن اینها به دست خودشان کاری کردن که انگشت اشاره شان به هرچی بخورد عین نجاست می شود باید بندازیم دور ، چرا مرز را مشخص نمی کنی ؟ چرا صفت را از غیرخودیها جدا نمی کنی ؟ ما دوست داریم ، ما میخواهیم عزیز باشند اینها عکست را همه جا پخش بکنند که من با مبرحسین داریم دست می دهیم ، آقا فرمودند اینکه گاهی نتیجه غفلت با خیانت یکی است کاری که شما کردید از خیانت هم بزرگتر بود آنوقت شما با اینها سر یک میز مینشینی . مردم با بازیگری و سیاسی گری این نظام را بدست نیاوردن . این نظام را با جون بچه هایشان بدست آوردن ، مردم حساب رهبری را از ۴ تا رئیس کار سیاسی فاسد جدا می دانند ، آن را امام می دانند . امام میفرمود می گفت : این که می بینید برای آقای طالقانی اینجور مردم به سر و کله می زنند برای اینکه می گویند ای نائب رهبری جای تو خالی است ، آن را نائب پیغمبر می دانند می گفتند ای نائب پیغمبر جای تو خالیست بعد می گفت هی آن آقا می گوید که آقای طالقانی چون روشنفکر بود بعد ، امام می گفت تو هم روشنفکری بمیر ببینم مردم برای تو هم فاتحه می خوانند این عین جمله امام است میخوانم برایتان ، آقای هاشمی شما عمار وظیفه ات چیست هی بروی تو خطبه و مشهد و این ور و آن ور بگی مردم ... ، توضیح واضحات چرا می دهی همه می دانیم که این حکومت بر دوش مردم است ، لحظه ای اگر مردم نخواهند مثل یخ آب می شود میرود پایین ولی اگر مردم به راه خطا رفتن شما وظیفه ات چیه اینها فریبکاریست ، امام بزرگترین نوکری و خدمت را به این مردم کرد برای همین است که امام می گویند اگر همه مردم بروند خمینی یکه و تنها به را خود ادامه می دهد ، در آمیزه های اسلامی بهترین خلق خدا آن کسی است که نافعتر از همه باشد ، نافع تر بودن فرق دارد با اینکه آقا ما تو را گذاشتیمت که برویم قله دماوند آقا یک کسی را پیدا کردیم تو راهنمای ما باش ، این برای فریب ما خیلی خودش را بخواهد دموکرات نشان بدهد سر هر دو راهی برگردد بگوید آقا به نظر شما از کدام طرف برویم ، من جلوترم ، من عالم به حکم اسلام هستم از شما رأی نمی خواهم ، امرهم شوری بینهم امرهم او اینکه در داخله مسائل مباح است خدا گفته در این زمینه با اینها مشورت کن نه اینکه حکم خدایا را من بیایم از شما رأی بگیرم که ارث زنها را اینقدر بدهیم یا دو برابر بدهیم میگن دیگه این روزها بحث ایت دیگه ، قصاص خیلی بده ، سنگسار ... یک چیزی دارن این تندروها ، کندروها ، خداوکیلی این معتدلها کیایند یقه اینها را بگیرید بپرسید ازشون یک وصله می زنند فقط اسم می گذارند تعریف نمی کنند وقتی می گوئید تندروها می گن حسینی ها ، رسایی بعد معتدلها افروغ ، ابوطالب بعد جسارت بالاتر از این برمیدارن عکس آیت الله جوادی و ... را می زنند ببینید تیتر یک یک روزنامه تهران امروز افروغ و دو سه تا انداخته پایین ، سه تا از آیات عظام ، آیت الله جوادی و سبحانی و یکی دیگر آنوقت نوشته معتدلها ، این توهین به حوزه علمیه قم است . آخوند معتدل و غیرمعتدل ، اعتدال یعنی چه ، اگر یک کسی حکم دقیق قانون را خواست دقیق اجرا بکند این می شود تندرو ، واقعا به این فکر کنید ما آیاتی داریم در قرآن {انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله ویسعون فی الارض فسادا او یقتلوا او یسلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم ... } این چه حکمیه ؟ میدونی یعنی چی ، خلاصه یعنی اگر کسی محارب شد دست راست و پای چپش را ببرید یا نفی بلدش کنید سنگسار کنید اینها تند است اوف اوف ، آدم خودش ، من خودم شاهد صحنه اعدام بوده ام واقعا چیز می شدم ولی تو همین آیه قرآن آمده رأفتتان نگیرد هنگام اجرای حکم الهی ، اینها تندند یا کندند قانون باید اجرا بشود . الان می گن ۸١ نفر را آزاد کردید ، این را که ده ماه پیش آقای هاشمی گفت میخواستین همان ده ماه پیش آزاد کنید این بساطها پیش نیاید آقای هاشمی هشت ، ده ماه پیش اول انتخابات گفت همه اینها را که گرفتید آزاد کنید ، من اینجور شنیدم به آقا گفته بودند که آقا لطفی بکنید شما ببخشید ، آقا گفته بودند چی را ببخشم ، چی را باید ببخشم این متهمی که گرفتید آوردید تو زندان نه معلوم است این آدم کشته ، سنگ زده ، سطل زباله سوزانده یا اصلا هیچکار نکرده بیچاره ، من چی را ببخشم اصلا ، بله ، محاکمه شدن محکوم شدن از ۱١ سال زندان تو اینها هست تا پایینتر بعدا میگن ببخشید من فریب خوردم ، خوب حالا ببخشید ، حالا این دو روزه تو روزنامه ها هی می نویسند خب این را که از اول هم آقای هاشمی همین را می گفت چه ربطی دارد به حرف آقای هاشمی شما ببینید اگر تو اینها اگر روز اول آزاد کرده بودید شاید قاتل ندا آقا سلطان هم بود خودتون کشتید ، ما که می دانیم خودتان کشتید و گیر می افتید ، شما شک نکنید ، این مسئله رسوا خواهد شد ، شما نگاه کنید دو نفر دو طرف این آدمند وقتی که حالا آن صحنه ظاهرسازی یا واقعی است هر دو اینها یکیشان رفت انگلستان یکیشان هم سر از اسرائیل در آورده نامزدش و معلم موسیقیش ما نمی گوئیم این دوتا کشتن ما می گوئیم بیایید برگردید آقا اگر یک قتلی اتفاق بیفتد آقا اتاق اینوری ، اونوری را احضار می کنند آقا چه دیدی ، چه بویی آمد ، چه صدایی بود ، دو نفری که موقع مردن این آدم بالای سرشن یکی اسرائیل است یکی انگلستان کی کشته این را شما گفتی همه را آزاد کنید از دم نخیر سران فتنه بزرگان نباید آزاد بشن ، بزرگترهایشان هم که هستن به موقع بعد از اینکه خوب در دادگاه ملت و افکار عمومی محاکمه شدن باید اینها مجازات بشن ، تمام کنم عرضم را آقای هاشمی گیرم که همه ملت برگشتن چون بازم اخیرا توی این یک صحبتی ایشان در جمع چی بود رفته بودن پیشش عین همین حرفها را زده بود که اگر ملت نخواهند آقا ما این را می دانیم اگر ملت نخواهند نمی شود وظیفه تو چیه عمار ؟ دیگه بالاتر از عمار به شما بگوئیم که نگویند توهین به رئیس مجمع تشخیص ، آقا گفته جسارت نباید بشود ولی گفته اونی که می فهمید شفاف بگید ، مبین بگید ، ما میخواهیم شفاف ، حضرت عباسی من سوال دارم ، چرا نمیروی بگویی اینهایی که تو خیابانها آمدند و گفتند نه غزه نه لبنان همان فاسدهای هرزه ای هستند که گفتند قصاص حکم غیر انسانی است ، چرا همین حرفهایی که آقا می زنه نمی گید که آقا وقتی می بینید اسرائیل داره برای شما کف میزنه باید به خودتان بیایید چرا این حرفها را می زنید چرا اینها را می پذیری پیش خودت چرا به اینها دلگرمی میدی بعد اونوقت گله می کنند که با ما بد می کنند ، آقا هوای ما رو نداره ، پس میخواستید چه کنه ، آقا بیشترین به نظر من مایه را ، آبرو و همه چیزش را برای هاشمی گذاشته و آقای هاشمی فرد کوچیکی نبوده ها . امروز خطبه ها همه اش همین بود که جناب طلحه و جناب زبیر کسانی بودند که چه کردند ولی روی امیرالمومنین شمشیر کشیدند این منطق ، منطقی که در دل هر آدم سالمی جا می افتد ، خدایا به حرمت گلوی اباعبدالله به خون ریخته همه شهدای عاشورا به خون ریخته همه رفقای شهید ما به ما توفیق بده در این وانفسا ، وظیفه اسلامی خودمان را بدرستی بشناسیم و به ما استقامت و پایداری برای انجام آن وظیفه ، ساده نیست استقامت و پایداری به ما برای انجام آن وظیفه عطا بفرما خدایا قلب امام زمان ما را از ما راضی و خشنود بگردان ما را تا روز قیامت پیش رفقای شهیدمان شرمنده نگردان . والسلام علیکم و رحمه الله
سوالات حضار از آقای کوچک زاده
سوال : شما سال ۷۶ به اصلاح طلبان رأی دادید آیا شما آن زمان اصلاح طلبان و اهدافشان را نمی شناختید ؟
جواب : من اصلا به اصلاحات رأی ندادم من به آقای خاتمی رأی دادم اونم گول خوردم
سوال : شما چه اصلاحی را می پذیرید ، اصلا به چه چیزی میگوئید اصلاحات ؟
جواب : من اینجا در مقام دفاع از اصلاحات نیستم این حرفها همه اش بعد از دوم خرداد مطرح شد ببینید اگر آن موقع واقعش این است که مجهول بود آقا نظرش چیه من یادم هست که آیت الله مشکینی وقتی در ، آقای ری شهری از کاندیداها بود دیگه ، یک جوری جواب داد ه بود من بنظرم آمد ایشان متمایل به این است که به ری شهری رأی بدهد یکی دیگر از آیات عظام به کسی ... لذا من برام یقین شده بود که آقا حساسیت خاصی روی هیچ کدام از اینها ندارد خوب ما هم بالاخره جوانتر از این موقع بودیم میگم خوب حالا اون موقع من صحیفه نخونده بودم ، با عقل خودم ، خواستم همه کارهایم را بکنم ، که این رفیقم آخرش کسی که به من همه اش نهی می کرد ما جلساتی داشتیم تا روز آخر هم تصمیم نگرفته بودیم هی اون میگفت به ناطق ، اون می گفت به ری شهری ما هم گفتیم به این آخرش هم با دست لرزون رفتیم نوشتیم خاتمی چرا چونکه اونی که مطرح بود درود بر سه سید فاطمی خمینی و خامنه ای و خاتمی . همین ، این شعار ایشان بود با اتوبوس بلند میشد می رفت شهرها و روستاها این دقیقا می خواست همان مرام امام را زنده کند اون روز کسی سعی حجاریان دوروبر ایشان نمی دید ، اون روز لااقل شاید ما که کمی پرت تر ، شاید بعضی ها می دانستند اینجوری نبود ، ما فکر کردیم این بناست بیاید و امام را زنده کند سه ماه نگذشت نشست با بی بی سی و سی ان ان مصاحبه کرد و گفت همان حرفی که خودش ، خود ایشان یک جمله ای دارد من الان همراهم نیست در توصیف آمریکائیها می گوید که بی فرهنگترین مردم عالم آمریکائیها هستند آقای خاتمی میگه این را سال ۷۱ می گوید موقعی که وزیر ارشاد بوده یک مشت ماجراجوی چاقوکش ، زورگو همین تعابیر را به کار می برد ایشان بدترینشان در اروپا جمع شدند رفتند در آمریکا و یک حکومت با زور و متکی به اسلحه تشکیل دادند اینها بیشترین امکانات هم دستشان است این یکی از مصیبتهای مضاعف بشری است بطور نسبی این تعابیر ایشان از تشکیل اینها از آمریکا و این درست است . کریستف کلم بوده رفته و بعد هم قلدری کردند و بعد هم سیاهپوستها و سرخ پوستهای آنجا را کشتن و اینه بعد پنج ، شش سال ایشان رئیس جمهور میشه میگه که آمریکائیها یک مردمی هستند با تمدن چی چی بعد می گوید اینها همان پیری تنها هستند که هر یکشنبه به کلیسا می رفتند ، بعد ، اینها همان مردمان ضد استبدادی بودند نظام برده داری را علیه اش شورش کردن و در این راه شهدای زیادی دادند که شهید نامدارشان آبراهیم لانکد است . که من خدا می داند وقتی این را شنیدم گفتم خدا می داند که اصلا اینها یعنی چی این مقدمه شد که من حساس شدم ببینم این چی میگه هی حرف زد دیدیم بابا ما خیلی اشتباه کردیم بعد اون رفیقم به من گفت که مباحثات زیادی داشت با من که به ایشان رأی ندهم گفت تو چقدر امام را میشناسی امام نظرش راجع به دموکراسی چیه ؟ امام نظرش راجع به شورای نگهبان چیه ؟ امام انتخابات را چگونه می بیند ؟ دیدم بلد نیستم ، گفت چقدر بهت گفتم بی پیر مرو به عنوان یک شوخی گفت بی پیر مرو به خرابات . ما بی پیر رفتیم به خرابات برای همین به شما می گم بخوانید صحیفه را ، راه نجات دنیا و آخرت ما در این است که این رهنمودهای امام را من می گم پاش هم وایمیستم که هیچ چیزی نیست ، روی اصول دیگه ، گفتم به احکام جزئیش کاری ندارم ، آنچه از دو لب مبارک امام بیرون آمده جز تفسیر تطبیق یافته با شرایط زمانی و مکانی ما با قرآن و حدیث نیست هیچ چیزی را برای دل خودش نگفته چه آنجا که می گوید نترسید ، نترسانید ، آمریکا هیچ غلطی اینها تفسیر قرآن است تفسیر همین آیه قرآن انما ذلکم شیطان یخوف اولیائهم . چه اونجایی که میگه برای خدا کار کن همه اش این را بخوانید ، اگر میخواهید گمراه نشوید بخوانید اگر میخواهید روشن فکری هستید ادعای روشن فکری هدایت جامعه را دارد کاملا بدون تعصب حتی اگر بگوییم نفیش هم میخواهی بکنی باید بشناسی ، روشن فکر نمی تواند ، روشنفکر دانشگاهی ، دانشجو باید اکسترممهای تاریخ حداقل دوره ی خودش را بشناسد شما نمی توانید تا هیتلر را نشناسید ، تا گاندی را نشناسید تا ما او را نشناسید و تا امامی که سرنوشت شما را رقم زده نشناسید به جامعه بگید اون راه را نرو ، این راه را برو با احساسات و دوتا شعر یاردبستانی ... اینها برای همین که تحریک احساساتی بکند خوب است . کتاب بخوانید بهترین کتاب رهنمودهای امام و کتابهای آقای مطهری اصلا همه اینها را بخوانید رشته فنی هم باشید فیلسوف می شوید ، همه جا دعوتتان می کنند سخنرانی .
مجری:تشکر لطفا کوتاهتر پاسخ بدهید که خودتون آخر یک ربع به دوازده آقای کوچک زاده : آخر این چون یک خورده به خودم میخورد و اینا چون من رأی دادم من به اصلاحات رأی ندادم من فکر کردم واقعا این فرزند فاضل آخه یک چیزی هم امام داشت فرزند فاضل و با تقوا فکر کردیم پابند به این فضل و تقواست
سوال : یکی از مراکزی که امام خیلی برای بازسازی و تشکیل آن حساسیت به خرج داده بودند قوه قضائیه بود . آرمان امام در تشکیل قوه قضائیه چه بود ، یکی از اقدامات امام صدور پیام هشت ماده ای برای قوه قضائیه بود اساسا این پیام در چه شرایطی و با چه اهدافی ایجاد شد و در نهایت هدفی که امام از تشکیل قوه قضائیه داشتند و آن آرمانی که امام در نظرشان بود در مورد قوه قضائیه در ایران چه بود ؟
جواب : والا سوال بنظرم آرمان تشکیل حکومت بدون قضا یعنی چه بالاخره اگر اختلاف شد بین مردم فصل الخطاب کیه که شما الان دستگاه قضایی باشید ، آرمان امام از تشکیل قوه قضائیه نمی فهمم اما پیام هشت ماده ای برای چه بود واقعیتش این هست که در شرایطی که انقلاب پیروز شد ما که کادرهای آموزش دیده و آدمهایی که از قبل تربیت شده باشند برای تصدی امور مختلف و اینها که نداشتیم ، انقلاب شد هر کسی هم در خور حالش و وضعیتی که بود یک کاری را قبول کرد یک عده ای هم از انگلستان و آمریکا و حالا بعضی هم چی شدن ، وزیر ، وکیل و واقعا اینطوری بود یعنی شما نگاه کنید به کابینه اول آقای بازرگان همه یک مشت آدمهای لیبرال غرب زده ای که ... حالا این بود دیگه ما آنوقت جهاد سازندگی تشکیل شده بود رفته بودیم تو جهاد یک کسی همین اخیرا حرفمان شد باهش تو مجلس گفت تو میدانی من ، میخواست بگه فکر نکن تو نماینده ای خیلی آدم مهمی هستی ، اون موقع که من نماینده بودم تو کجا بودی گفتم من جنگ بودم فرصت نمی شد بیایم نماینده بشویم در این شرایط که کادرهای تربیت شده نداشتیم هرکسی می آمد مسئولیتی قبول کرد و بله چون همه هم تربیت کامل اسلامی نشده بودیم و هنوز هم نشدیم و خیلیهایمان اشکال داریم در امور اجرایی خیلیهایمان سلیقه ای عمل می کردیم یعنی واقعا نمی دانستیم که آقا ضابطه ی شرعی چیه ؟ آقا در همین بحث هایی که امروز مطرح است بحث حجاب ، بحث بی حجابی ، بحث بی حیایی در خیابانها ، بحث فحشا ، تکلیف اسلامی ما چیه ، اصلا ما کاری به این نداریم که وزیر کشور خوشش بیاید یا به یک اختلافی دامن می زنند به دروغ واقعا در مواجهه با فحشای علنی تکلیف اسلامیمان چیه ؟ شما کار به چیزی که ما تصویب می کنیم دیگران می گن نیروی انتظامی کار نداشته باشید فردا زانو بزنید خدمت آقا بگید اسلام به ما چی میگه ما نمی دانستیم این را تیم عملیاتی ما برای گرفتن منافقینی میرفت توی خانه ای بعد میدید اوه اوه وسایل فحشا هست ، تریاک هست ، امام اینجا میگه حتی اگه به دنبال ضدانقلاب رفتید یک جایی و به این مسائل برخورد کردید حق افشای آن را ندارید . چون می رفتیم ضد انقلاب بگیریم ، یهو اشتباه در می آمد می دیدیم این خونه نیست این نبوده یک خانه پلاک ١۳ می بایست می رفتیم ، می رفتیم ۳١ بعد اتفاقا می دیدیم آنجا که اشتباهی رفتیم بساط فحشا است بیچاره می شدیم . حکم اسلامی این است که به تو مربوط نیست این ، این فرق می کند با اینکه خدا کار ندارد ها خواهد کند ولی تو حق افشا نداری ، از این ماجراها زیاد بود ، آدم میاوردیم تو گزینش ازش سوال می کردیم نماز میت چند رکعت است ، چطوریه همین الان هم اگر از بنده بپرسند من نمی دانم چند تا تکبیر دارد من فقط می دانم با کفش هم می شود خواند ، چندین بار تکبیر می گوئیم . نماز اون اوایل بود دیگه من مسئول گزینش دفتر جهاد بودم ، خیلی از این مسئولین جهاد را ما می بایست بفرستیم ، هیچ وقت خدا شاهد است نپرسیدم از کسی که مثلا نماز فلان چند رکعته ولی از خیلیها پرسیدم تو برای چی میخواهی بروی در جهاد ، می گفت پس اینجا جای شغل نیست برو جای دیگه به هر حال یک افراطهایی می شد که امام این پیام را داد مه برگرفته از نص دستورات اسلامی بود که این کارها نباید بشود این کارها باید بشود و اینها همه اتفاقا در دوره نخست وزیری میرحسین بود .
سوال : با توجه به سخنان امام خطاب به روحانیون و دانشگاهیان ایشان از چه کسانی و با چه تفکراتی از این قشر روحانی و دانشجو گلایه داشتند و میرنجیدند اساسا نوشتن رنج نامه توسط امام در پایان عمرشان چرا و به چه دلیل صورت پذیرفت ؟
جواب : بله عرض میکنم الان خدمت شما در هردوی این مجموعه ها یعنی هم در مجموعه دانشگاهی و هم در مجموعه حوزه کسانی بودند که به قول معروف آن تربیت درست اسلامی علی رغمی که در لباس یا در دانشگاه نشده بودند . در دانشگاه یک فضای سنگینی از غربی و غرب زدگی و روشن فکری غربی حاکم بود و در حوزه ها هم به قول امام کم نبودند متحجرین و مارهای خوش خط و خال امام با این تعابیر به کار می برد هر دوی اینها مزاحم این حقیقت نابی بودند که امام در انقلاب اسلامی مطرح کردند اینها را در همان پیامی که امام یک منشور روحانیت دارد که من اینجا بخشهایش را دارم مثلا نگاه کنید یک جمله اش این است نکته دیگر اینکه من اکثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان می دانم ، امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت هیچ چیز به زشتی دنیا گرایی روحانیت نیست که فکر میکنم ، این مال سالهای آخر امام بوده جلد ۲١ صحیفه صفحه ١۰۰ و در مقابل در دانشگاهها هم همینطور بود امام بارها ، اصلا این انقلاب فرهنگی شد و دانشگاهها تعطیل شد ، حالا اخیرا در یک نشریه دیدم که صادق زیبا کلام گفته اش خلاف نظر امام بود اصلا گاه با این وضع نباشد بهتر است که حتی امام در یکی از سخنرانیها می گویند که هی اصرار می کنند که هی باز بشه باز بشه تا درست نشه چی چی باز بشه بعدش هم البته امام اصرار دارند که مشغول به کار بشوند اما واقعیتش این است که دانشگاهها هم یک تبلیغی شده بود یعنی همه اینها دست استعمار بود دیگه که یک احساس کلمه مناسب پیدا نمی کنم ، خلاصه یک احساس ناخوشایند و نامطبوعی به رابطه داشتن با یک عالم دینی که امام یکجا میگه ما اگر هیچ کار نکرده باشیم همین وحدت حوزه و دانشگاه را بوجود آورده باشیم خیلی کار کردیم ، این آنقدر که به عقل من می رسد این اشکالات بود که امام به قول معروف گله کرده بود و برای به اصطلاح رفع آن هم پیامهایی داده بود که حالا می گم من به اصطلاح فرازهای زیادی از اینها هم نسبت به دانشگاه و هم حوزه جلویم هست اما اگر بخواهیم بخوانیم جواب طولانی می شود ، نمی دانم مشخصا جواب را دادم یا نه
یکی از دوستان سوال شفاهی دارند: نظر شما در در مورد برخورد آقای احمدی نژاد درمورد افرادی به نام آقای رحیمی ، آقای کردان ، آقای مشایی و سه چهار نفر دیگر بفرمایید بعد با این پیش مقدمه که شما اسم بردید و نگید که باید از خودشون بپرسم متشکرم .
جواب : من صادقانه و رک به شما می گم . من در یک جلسه خصوصی علی رغم اینکه هیچ قبول ندارم رفتاری که آقای نادران کرده ، آقای نادران عملی را کرده که آقا صراحتا فرموده اخلاق ، اخلاق ، اخلاق ، چرا چیزی که را که ثابت نشده است می آئید در تریبونها می گوئید . آقای نادران فرمود که آقای رحیمی رأس فساد فاطمی است یک همچین چیزی .
سوال كننده: همینطور دارید اسم می برید آقای ابطحی را گفتید آخوند درباری است .
کوچک زاده : بله .
سوال كننده: ...
کوچک زاده : بله الان عرض می کنم چی را از نظر خودم مجاز می دانم چی را غیر مجاز . ببینید تحلیل کردن افکار یک فرد را من مجاز می دانم ، آقا این حرفی که تو می زنی چیه ولی اینکه من گفتم ابطحی دزده در همین دانشگاه یک کسی بلند شد گفتش که فرزندان آقای هاشمی که دزدند چرا ... گفتم چرا اینطوری می گی من همین الان هم میگم من از آقای محسن هاشمی من دزدی سراغ ندارم من میدانم رئیس مترو است داره خوب کار میکنه هیچ آشنایی هم با فاطمه هاشمی ندارم بنده از مهدی هاشمی که خودم در تظاهرات دیدم و به خود من ظلم کرده متنفرم ، دیدم که علیه نظام کار کرده ، من خودم فائزه را تو خیابان دیدم که میگه آقا این کار را بکنید ، من خودم همسر آقای هاشمی را دیدم که فیلمش را که گفت بریزید تو خیابون اگر اینجور شد من از این متنفرم هیچ کجا هم نگفتم که آقای هاشمی کرمان خودرو داره ، بوف داره . اینها اصلا اتفاقا حرفهایی است که خود اینها می زنند من با گفتن حرفی که احتیاج به اثبات قضایی داره چه در مورد هاشمی چه در مورد محصولی چه درمورد کردان مخالفم ولی اینکه ما آقای هاشمی را تحلیل می کنیم می گیم آقای هاشمی تو می گی این ، میگیم آقای هاشمی چرا ، تو عماری اینه وظیفه ات ، این نیاز به اثبات قضایی نداره و ما داریم موضع گیریهای سیاسی همدیگر را تحلیل می کنیم اما در عین حالی که من اولین کسی بودم که در مجلس هفتم با آقای رحیمی که در آن موقع در دیوان محاسبات ریاست می کرد دعوا کردم کار به جزئیاتش ندارم اما به هیچ وجه با مطرح کردن توی تریبون که رحیمی رئیس فساد خانه فاطمی است موافق نیستم کما اینکه موافق نیستم به آقای محصولی ، به آقای مطهری در چیز ، وقتی که اعتبار نامه محصولی مطرح شد ایشان رفت پشت تریبون عین این جملات را گفت اولش گفت بسم الله الرحمن الرحیم دیانت و تقوای آقای محصولی برای ما مفروض است من رابطه سی ساله خانوادگی با ایشان داریم . این قسمت اول ، بعدش گفت اما با ثروتی که معمولا به طور طبیعی هم قابل جمع کردن نیست من گفتم آقا این صدر و ذیل جمله باهم تناقض داره یا این آدم با دیانت و تقوایی است یا دزد چون این عبارت دوم یعنی دزد است ، (آقا با من یکی به دو نکن – اشاره به یکی از دانشجویان) در یک جلسه خصوصی گفتم بابا ما آدم دیگری نداریم جز رحیمی گفت تو نمی دانی گفتم بسیار خوب اگر من ا صالح نمی دانی به من بگی باشه من می روم بیرون . درمورد آقای مشایی بنده توی برنامه امروز و فردایی که با آقای یامین پور داشتیم صریح گفتم بنده آقای مشایی را مناسب این دولت نمی دانم نه دلیلش این است که من قبول دارم یاوه هایی که به ایشان نسبت می دهند خیلی از حرفهایی که به آقای مشایی نسبت می دهند ایشان نگفته ولی به این دلیل قبول ندارم چون به خودش هم گفتم ؛ آقای مشایی خداوکیلی اگر شما راجع به مدیریت حضرت نوح (ع) نزنی پست ریاست دفتر جمهوریت ناقص میماند . نه ، بعد هم تو تخصص این حرفها را داری نه پس چرا اصرار داری یک حرفهایی بزنی که برای مایی که صبح تا شوم دردسر این چیزها را باید بکشیم یک دردسر جدید درست می کنی . گفت خصوصیه نمیتونم بگم یک چیزی گفت که دیگه اصلا مأیوس شدم . گفت چطور آقای خزعلی حرف بزند ، آقای مصباح حرف بزند ولی من حرف نزنم . تو خودت را با خزعلی مقایسه می کنی ، خزعلی . تأکید می کنم یاوه هایی که به ایشان نسبت می دهند من خودم قبول ندارم چون خودم رفتم دیدم دروغ می گویند اصلا ایشان یک حرف دیگری زده یک حرف دیگری است . آقا بنایشان بر این است که امروز تا جایی که می توانند دروغ ببندند به دولت احمدی نژاد و بعد بگویند دروغگو ، دروغگو این رویه اصلاح طلبهاست اصلا اینجوری نیست آقای مشایی هم مثل بقیه آدمها دارد زحمت می کشد تو این دولت کار می کند به این دلیلی که گفتم من اصلا متمایل بهش نیستم نه به این دلیل که ایشان اسرائیلییه می دانم یا ایشان طرفدار اسرائیله ، نخیر ایشان خیلی ضد اسرائیلی تر از همین آدمهایی که این حرفها را بهش میزنند همین روزنامه شرق و اعتماد ملی و دیدید دیگه اینها خودشان را نشان دادند آقا اصل قضیه را دریابید یک دولتی آمده سر کار که به قول تو ، خودت هم بهش رأی دادی که حرف آقا برای ما حجت است ، آقا بارها گفته که اگر کسی در دلش ذره ای نسبت به آرمانهای انقلاب ارادتی باشد این خط شفاف آرمانهای انقلاب را در این دولت می بیند . این اصل هست خود آقا گفت اگر به کسی نظر مثبت می دهیم این معنایش این نیست این کسی که رأی آورده گل بی عیب است و آنهایی که رأی نیاوردند اینها قبح محضند نه اصلا این فضا را افراطی می کنند که صفر و صدی وقتی این فضا صفر و صدی شد آنوقت یک عیب از احمدی نژاد در می آورند که همه داره پس می گن باید انداختش دور نه سرجمع بنده آقای احمدی نژاد را بهتر از دولتهای دیگر ارزیابی می کنم علی رغم اینکه آقای کردان را هم به وزارت کشور می رساند خیلی چیزهایی را هم که به آقای کردان گفتند ظالمانه بود الان وقتش نیست که برایتان باز کنم واقعا توی آن دنیا باید جواب بدهند ، آقا فقط بدانید آقای کردان کسی بود که می دانید همین دانشگاه آزادی که تکذیب کرد مدرک داشتن ایشان را ، ایشان را به عنوان استاد فوق لیسانس فرستاد سر کلاس درس حقوق . اگر با من هم همچین کاری بکنند بعد یک روزی شماها به من می گید تو یک چنین مدرکی داری دستم هم نباشد میگم آره دارم چون با خودم میگم فردا جاسبی مدرک میده به من ، من را که فرستاد سر کلاس قبولم داره ، آقای عباس پور را موظف کردن برود راجع به مدارک کردان ، کردان که دیگه نیست که من وزیرش کنم اما حقش محفوظ باید بشود . آقای عباس پور رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات با حکم آقای لاریجانی برای تحقیق و تفحص مجلس راه قانونی داره ، رئیس مجلس هر کسی را که میخواهد می فرستد برای تحقیق و تفحص خیلی بی جا می کند ایشان به هر حال فرستاد آقای عباس پور رفت برای تحقیق و تفحص یعنی چی ، یعنی بروم پرونده را مو به مو بخوانم و بروم گزارش جزئی بیاورم آقای عباس پور آمد در مجلس خوند گفت در زمانی که هنوز دانشگاه آزاده طی یک مرحله تحصیلی در دانشگاه آزاد به احتیاج به دوره قبلی نداشته ایشان لیسانس و واحدهایی را از دوره ی لیسانس و واحدهایی را از دوره فوق لیسانس گذرانده است . همانجا بهش گفتم آقای عباسپور(جلسه غیر علنی بود متأسفانه شما نشنیدید) گفتم آقای عباس پور واحدهایی یعنی چه تو رفتی پرونده را خوندی بگو چند واحد دوره ی لیسانس ١۳۲ واحد دارد اگر ١۳۰ تا خونده و ۲ تا نخونده فرق دارد با اینکه ۳۰ تایش را خونده باشد و ١۰۲ تایش را نخونده باشد بگو چند واحد مگه تو پرونده را ندیدی واحدهایی را از دوره فوق لیسانس گذرانده یعنی چه چرا محمل گویی کنید و این را نابودش کنید دوره ی فوق لیسانس ۲۸ واحد است ۸ واحد تز دارد می شود ۳۶ تا اگر این ۳۰ تا گذرانده بگو ۳۰ تا یا اگر ۳ تا گذرانده بگو ۳ تا بعد ادامه داد خودش گفت و در زمانی که دانشگاه در این مورد ضابطه پیدا کرد و اعلام کرد کسانی که اینجوری درس خواندند بیایند مدرکش را بگیرند آقای کردان مراجعه نکرده است که مدرکش را بگیرد یعنی یک حرف کاملا دو پهلو که اگر یک کسی رفت پرونده را درآورد دید بابا این ١۳۰ واحد بابا بدبخت درس خونده به این گفت چرا .{پایان}